خیال خالی

 

در اندوه بسیار
شباهت ها
تفاوت ها
یادها
بی وفای ها
فراموشم شد
کدام راه
انگیزه آمدنم را میریخت
کاش کاسه لبریز شدنم
خیال های باد رفته را
دست بادبادکی شوخ
با پاهایی برهنه میداد
تا همسفر رفتنم باشد
در باد
باران و راه
بماند مرا
دستم
پای کدام درخت بند است.

درکم نمیکنی

 

 

شاید روزی واژه ای تنها
قصد ریختنش بگیرد
قد بسیار
خوش بودنم
تن که باشم
دوباره باوری دارم
کنده از شکایتی
درمانده از احساس عشقی
محو شایعه ای
جنس ایستادنت
من چه کنم؟وقتم
جوانه میزند
جور در هستی
شکوه ای نیست نفس میکشم
اندازه فهمم, هستنم, ماندنم
با ستارهایت
خویشاوندان رویاهایم شدند
تعنه زدند
آرام خیزیدند
شاید تلنگری
نشان آدمیتشان
خواب مرا حل کرد
دنیایت پر دارد
غیر من
پای تاملی
پشت دیوارهای باز
توهمات تاریک محبت ها
زبان, نگاه, حقیقت هایشان
همه بودند
و حمامی سرد
که تردید مرا فهمید!