های ای آسمان آبی
نور در تو خلاصه می شود
انگه که چشمان روشنت
نگاه شب را می برد
دستانت کوتاه از ستاره ها
حجم آغوشت پر از ابر
رازها در تو می ریزند
هر بامداد بیدار
اندازه نفس هایت
دستان گرم
نام مهربانت
خانه دلم را می فشارد
های ای آسمان آبی
درختان گیلاس تابستانت را
به شوق لبریز شدن
مزه مزه کردن زندگی
اشتیاق قدم زدن
زیر آفتاب شرقی
بر دامنم بر لباس آرزوهایم
چین , چین
پر , پر
انبوه و خالی کن