تو را دوست دارم
صدایت را دوست دارم
باران دارد
نگاهت را دوست دارم
خورشید می تابد
و دلت, دستانت
اصلا خودت
آری خودت را دوست دارم
محبت دارد
انسان بودنت, مهربانیت
همواره هستی ات را
با من یا نبودنت را
آنی که جنگل انبوه قصه ام
یا دریا
حتی کویر تشنه
رود, جاری درگیر صخره
آسمان, ابری گاه پر ستاره
خاکم, آشفته در باد
کوهم , آرام و خوابیده
جایی کنار دستانت
آرزویم می کنی
رهایم, میان برگ هایی
در نسیم افتاده
از لمس بوی تو
امیدوارند
قد فصلی کوتاه
که پاورچین پاورچین می رسد.