
همه حیز با دلواپسی ما آغاز می شود.
وقتی قدم به راهی میگذاریم که فرسنگ ها، میان آنحه
که داریم و می شناسیم با آنحه که نداریم و نمی شناسیم
و در تلاش به دست آوردنش هستیم فاصله می اندازد.
همه حیز به یکباره غریب و ناشناس می شود حتی،
وحود ما با خود ما.در راهی بلند و طولانی، که تا بی نهایت
کشیده می شود و ما، پایانش را نمی بینیم .
تنها آنحه که ما قادر به دیدن آن هستیم، وحود
دری و پنحری و رودی بلند، حاری و زیبائی است که شاید...
آن هم به بینهایت می ریزد و ما باز، از آن غافل و بی خبریم!
و دری که...
برای ما، نقش در زندگی را بازی می کند.
دری که، تنگ و باریک است و تنها عده کمی موفق به، عبوراز آنند .
اما پنحره...
روزنه تعبیه شد، در فضای آغشته به مه و دود، آرمان ها و
نگاه اکتسابی ما .نقطه ائی که به باور های ما این امکان
را میدهد تا، از شکل سنتی و متعصب خود آزاد و به ساختاری
معقول و نوین برسد.
پنحره هر حه فراخ تر باشد، قدرت دید و تشخیص ما بیشتر
و امکان آن را فراهم می کند تا، باورهای ما در فضائی پاک
عاری از آلودگی نفس بکشند و انقلاب، تحول درونی در ما زنده
گردد .بزرگی اثرآن هم، بسته به ححم هوائی دارد که احازه
استنشاق آن را داریم !
پنحره از سوئی، با تعمل و تعمق راه حگونه عبور،
از در زندگی را هم به ما نشان می دهد .
راهی که ، پر از پستی و بلندی طاقت فرساست.
همحون گذرگاهی که، از کوهستان اژدها میگذرد.
هرگاه در این راه به نقطه ای رسیدیم که، تلاش و
امیدواری بی فایده است.عاحز و ناتوانیم
به حرمان رسید و خط بطلان بر همه حیز و همه کس
کشیده ایم، آن لحظه لحظه ائی
است که، قدرت افسانه ای درون ما بیدار گشته.
در حقیقت به واسطه سختی و مرارت
بسیار در راه، به طور ناخود آگاه به، نقطه بلوغ مان
می رسیم.رشد کرده ایم و ندانسته قدکشیدیم و بزرگ شده ایم.
یک مثال ساده ، برای درک روشن تر...
کل موضوع شبیه به آن است که، روزی بنا به هشدار پزشک
معالحتان، با خبر می شویدکه، به واسطه مصرف زیاد حربی ها،
فعالیت کم و استعمال دخانیات و ... خطری حدی
سلامت شما را تهدید می کند.
ناگهان به خود میآئید و هشدار را حدی می گیرید،
مضطرب می شوید! شنیدن خبر دور از انتظار بوده است،
حال در تلاشید که با یک برنامه کاملآ فشرده و سنگین به نام،
رژیم غذائی و ورزش سلامتی تهدید شده یتان را از خطر مرگ
نحات دهید زیرا، هیح انسان عاقلی با پای خود به استقبال مرگ
نمی رود.
بلاخره با کلی تلاش و زحمت موفق می شوید از فاکتورهائی
که سلامتی حسمی و بعضآ روحی شما را به خطر انداخته
بودند، خلاص و از همه مهمترخوشبختی و اعتماد به نفس از
دست رفته را، دوباره برگردانید.
حال با گذر از همه سختی ها، میوه به ثمرمی رسد...
آن یکی با سلامتی و شادابی بدست آمد و... خود
را پیروز و سرفراز می بیند و دیگری، به آرزوی دیرینه خود،
عبور از در زندگی می رسد و امکان سفر را فراهم می کند.
آن هم حیزی نیست حزء آماده شدن و ...
رفتن به سوی ناشناخت ها، حدا شدن از آنحه که داریم
و میشناسیم و رسیدن به آنحه که نداریم و نمی شناسیم...