ازباغ تو گذر کردم

یک سیب از آن حیدم.

در گوشه مرا دیدی

 آرام به سویم  آمدی

خاموش نگاهم کردی

یک سبد سیب، به من  دادی.

و آرام گذر کردی.

احساس تو را دیدم 

در رنگ سرخ سیب ها.

سیبی به دست گرفتم و  بوئیدم. 

بر لب نهادم و بوسیدم.

امروز... 

 در باغ تو من نیستم

دو تابستان از آن می گذرد

اما هنوز...

مزه سیب تورا نحشیدم  نحشیدم.