حال فصل شکوفه هاست
چقدر بیدارم
نمی دانم از کدام باغ ترا می چینم
سبدم را ببین, اندازه بودنت جای می گیرد
شاید در انتظار, من هم جوانه ای زدم
رنگ تو مثل بودن در بهار
مانده ام!
حواسم کنار شاخه ایست که
بر آن چسبیده ای
درخت بارو است
بزرگ می شود
در ثانیه ها رشد می کند
شاید روزی, قد تو تا آسمان ها
آنجا که خدا خانه دارد پر شود
یادت نرود
من زمینی را هم
با خدا آشنا کنی