هیح نمانده...

هزاران فرسنگ دور دست،
در خانه ما آشوب است.
نه زاویه مانده، نه دایره ای،
تا سو سو، در احساس هم کنند.
نه آسمان آبی!
نه شب،
نه ماه،
تا بزیر پوست هم، از کرشمه ستاره،
تا عالم هپرود، پاه برهنه بدوند...

هزاران فرسنگ دور دست،
در خانه ما آشوب است.
نه زاویه مانده، نه دایره ای،
تا سو سو، در احساس هم کنند.
نه آسمان آبی!
نه شب،
نه ماه،
تا بزیر پوست هم، از کرشمه ستاره،
تا عالم هپرود، پاه برهنه بدوند...