دستانم...
هنگام نفس کشیدن بود
و دستانم پر از بوی تو.
حقدر، راحت نفس می کشم وقتی،
دستانم را به خود، هدیه می کنم.
حتی در فصل پائیز هم،
می توان، ترا شکوفه وار حید و بوئید.
زنهار! زمستان، شتابان در راه است،
دامنم را پر از تو می کنم،
تا مبادا، فردا خیسی دامنم ،
ترا هم، خیس کند...