ترانه خیال...
نمی دانم، چراغ زندگی، کجا میسوزد!؟
نمی دانم، بلندی شب، کجا میریزد؟
من مانده ام و یک اتاق خاموش!
نمی دانم، چرا روز نمی افروزد؟
از دست رفت ترانه خیال !
بر چشم خشکید طراوت، بهار
نمیدانم، چرا بخت، نمی آموزد؟
نمی دانم، چرا بخ...ت نمی آموزد...